جستجوی پیشرفته               
 
مهندسي معکوس

اگر سابقه ي صنعت و چگونگي رشد آن در کشورهاي جنوب شرقي آسيا را مورد مطالعه قرار دهيم به اين مطلب خواهيم رسيد که در کمتر مواردي اين کشورها داراي ابداعات فن آوري بوده اند و تقريبا در تمامي موارد، کشورهاي غربي (آمريکا و اروپا) پيشرو بوده اند. پس چه عاملي باعث اين رشد شگفت آور و فني در کشورهاي خاور دور گرديده است؟در اين نوشتار به يکي از راهکارهاي اين کشورها در رسيدن به اين سطح از دانش فني مي پردازيم.
در صورتي که به طور خاص کشور ژاپن را زير نظر بگيريم، خواهيم ديد که تقريبا تمامي مردم دنيا از نظر کيفيت، محصولات آنها را تحسين مي کنند ولي به آنها ايراد مي گيرند که ژاپني ها از طريق کپي برداري از روي محصولات ديگران به اين موفقيت دست يافته اند.

اين سخن اگر هم که درست باشد و در صورتي که کپي برداري راهي مطمئن براي رسيدن به هدف باشد چه مانعي دارد که اين کار انجام شود.اين مورد، به خصوص درباره ي کشورهاي در حال توسعه ويا جهان سوم به شکاف عميق فن آوري بين اين کشورها و کشورهاي پيشرفته دنيا، امري حياتي به شمار مي رود و اين کشورها بايد همان شيوه را پيش بگيرند(البته در قالب مقتضيات زمان و مکان و ساير محدوديت ها) به عنوان يک نمونه، قسمتي از تاريخچه ي صنعت خودرو و آغاز توليد آن در ژاپن را مورد بررسي قرار مي دهيم:
توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال 1920 بوسيله ي کارخانه هاي "ايشي کاواجيما" آغاز شد که مدل ژاپني فورد آمريکايي را کپي کرده و به شکل توليد انبوه به بازار عرضه نمود.
همچنين شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي کپي شده آمريکايي توسط ژاپني ها بود که به تعداد زياد توليد مي شد. سپس با تلاش هاي فراواني که انجام شد(آنهم در شرايط بحراني ژاپن در آن دوره) مهمترين کارخانه‌ي خودرو سازي ژاپن يعني "تويوتا" درسال 1932 فعاليت خود را با ساخت خودرويي با موتور "کرايسلر" آغاز نمود ، در سال 1934، نوع ديگري از خودرو را با موتور"شورلت" ساخته و وارد بازار نموده و از سال 1936، اولين تلاش ها براي ساخت خودروي تمام ژاپني آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول کپي برداري از اتومبيل هاي آمريکايي و اروپايي بودند.
آنها خودروي پاکارد و بيوک آمريکايي و رولزرويس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد کردند که همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي 1960 ميلادي پس از سعي و کوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني که ضمنا داراي استاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد.
در تمامي مطاب فوق رد پاي يک شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد که "مهندسي معکوس"(Reverse Engineering ) نام دارد.
مهندسي معکوس روشي آگاهانه براي دستيابي به فن آوري حاضر و محصولات موجوداست. در اين روش، متخصصين رشته هاي مختلف علوم پايه و کاربردي از قبيل مکانيک، فيزيک و اپتيک، مکاترونيک، شيمي پليمر، متالورژي،الکترونيک و ...جهت شناخت کامل نحوه ي عملکرد يک محصول که الگوي فن آوري مذکور مي باشد تشکيل گروه هاي تخصصي داده و توسط تجهيزات پيشرفته و دستگاه هاي دقيق آزمايشگاهي به همراه سازماندهي مناسب تشکيلات تحقيقاتي و توسعه هاي R&D "سعي در به دست آوردن مدارک و نقشه هاي طراحي محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازي (Prototyping) و ساخت نيمه صنعتي (Pilot plant) در صورت لزوم ، توليد محصول فوق طبق استاندارد فني محصول الگو انجام خواهد شد . همان گونه که اشاره شد استفاده از روش مهندسي معکوس براي کشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي آن مي باشد. اين کشور ها که در موارد بسياري از فن آوري ها در سطح پاييني قرار دارند، در کنار روش ها و سياست هاي دريافت دانش فني، مهندسي معکوس را مناسب ترين روش دسترسي به فن آوري تشخيص داده و سعي مي کنند با استفاده از روش مهندسي معکوس، اطلاعات و دانش فني محصولات موجود ، مکانيزم عمل کرد و هزاران اطلاعات مهم ديگر را بازيابي کرده و در کنار استفاده ار روش هاي مهندسي مستقيم (Forward Engineering) و روش هاي ساخت قطعات ، تجهيزات ، تسترهاي مورد استفاده در خط مونتاژ و ساخت مانند قالب ها ،گيج و فيکسچر ها و دستگاههاي کنترل، نسبت به ايجاد کارخانه اي پيشرفته و مجهز جهت توليد محصولات فوق اقدام نمايند. همچنين ممکن است مهندسي معکوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال در کشور آمريکا ، مهندسي معکوس توسط شرکت "جنرال موتور" بر روي محصولات کمپاني "فورد موتور" و نيز برعکس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به کار برده شده است.
بسياري از مديران کمپاني هاي آمريکايي، هر روز قبل از مراجعت به کارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها و نمايشگاه هاي برگزار شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات کمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحويل مي دهند تا نکات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذکور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شرکت فوق نيز مورد توجه قرار گيرد.
جالب است بدانيد که مهندسي معکوس حتي توسط سازندگان اصلي نيز ممکن است به کار گرفته شود . زيرا به دلايل متعدد، نقشه هاي مهندسي اوليه با ابعاد واقعي قطعات (مخصوصا زماني که قطعات چندين سال پيش طراحي و ساخته و به دفعات مکرر اصلاح شده اند)مطابقت ندارد براي مثال جهت نشان دادن چنين نقشه هايي با ابعاد واقعي قطعات و کشف اصول طراحي و تلرانس گذاري قطعات، بخش ميکروسويچ شرکت(Honywell) از مهندسي معکوس استفاده نموده و با استفاده از سيستم اندازه گيري CMM (Coordinate Measuring Machine) با دقت و سرعت زياد ابعاد را تعيين نموده و به نقشه هاي مهندسي ايجاد شده توسط سيستم CAD منتقل مي کنند.
متخصصين اين شرکت اعلام مي دارند که روش مهندسي معکوس و استفاده از ابزار مربوطه، به نحو موثري زمان لازم براي تعمير و بازسازي ابزارآلات ، قالب ها و فيکسچرهاي فرسوده را کم مي کند و لذا اظهار مي دارند که "مهندسي معکوس زمان اصلاح را به نصف کاهش مي‌دهد."
مهندسين معکوس، اضافه بر اينکه بايد محصول موجود را جهت کشف طراحي آن به دقت مورد مطالعه قرار دهند، همچنين بايد مراحل بعد از خط توليد يعني انبارداري و حمل و نقل را از کارخانه تا مشتري و نيز قابليت اعتماد را در مدت استفاده ي مفيد مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. چرا که مثلا فرايند آنيلينگ مورد نياز قطعه،ممکن است براي ايجاد مشخصات مورد نظر در هنگام عمل کرد واقعي محصول يا در طول مدت انبارداري و حمل و نقل طراحي شده و لزوم وجود آن تنها در هنگام اجراي مراحل مذکور آشکار خواهد شد.
چه بسا که بررسي يک پيچ بر روي سوراخي بر بدنه ي محصول(که به قطعات و اجزاي ديگر متصل نشده) ، متخصصان مهندسي معکوس را ماه ها جهت کشف راز عملياتي آن به خود مشغول کند، غافل از اينکه محل اين پيچ، امکاني جهت تخليه ي هوا، تست آب بندي يا امکان دسترسي به داخل محصول جهت تست نهايي مي باشد. از سوي ديگر مهندسين معکوس بايد عوامل غير مستقيمي را که ممکن است در طراحي و توليد محصول مذکور تاثير بگذارند، را به دقت بررسي نمايند. به دليل اينکه بسياري از اين موارد با توجه به خصوصيات و مقتضيات زماني و مکاني ساخت محصول مورد نظر، توسط سازندگان اصلي توجيه پذير باشد اما ماجراي آن به وسيله ي مهندسين معکوس فاجعه ساز باشد. مثلا فرايند توليد قطعات تا حدود قابل توجهي بستگي به تعداد محصولات مورد نياز و ... دارد . اگر تعداد محصولات مورد نياز جهت کشور ثانويه در بسيار کمتر از کشور اصلي که در حد جهاني و بين‌المللي فعاليت نموده ، باشد پس به عنوان مثال تعيين فرايند يک قطعه با باکاليتي (نوعي مواد پليمري) از طريق ساخت قالب هاي چند حفره اي با مکانيزم عملکرد خود کاربا توجه به معضلات پخت قطعه در داخل قالب ، مي تواند براي مجريان مهندسي معکوس فاجعه ساز باشد ( اگر که اين مهندسان از فرايند هاي ساده تر با توجه به تيراژ توليد محصول و نيز خصوصيات تکنولوژيکي کشور خود استفاده نکنند.) بنابراين، مرحله ي بعد از کشف طراحي، تطبيق طراحي انجام شده بر مقتضيات زماني و مکاني کشور ثانويه مي‌باشد که بايد به دقت مورد توجه متخصصين مهندسي معکوس واقع شود.
خلاصه اينکه مهندسي معکوس ممکن است يک کاربرد غير معقول و نامناسب از کاربرد هنر و علم مهندسي به نظر برسد، اما آن يک حقيقت از زندگي روزمره ي ما به شمار مي رود.

منبع : IranPM

صفحه اصلی | پروژه های آماده  | ورود به سایت | عضویت | سفارش پروژه | ارسال پروژه | معرفی سایت به دیگران با SMS | تبادل لینک | توانایی ها | تماس با ما 
کلیه حقوق متعلق به سایت IranProject.Ir می باشد ، استفاده از مطالب و پروژه های سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.